در این وبگاه مطالب مختلفی در ارتباط با رشته مدیریت قرار گرفته است. همچنین سعی شده است مقالات فارسی و لاتین، کتاب های مدیریتی، حکایات زیبا (بعنوان Case Study) و تجارب در زمینه تحصیلات تکمیلی و به طور کل در مورد موضوعات مختلف و گرایش های مدیریت مطالب مفیدی قرار گیرد.
از آنجايي که استقبال در آزمون کارشناسي ارشد مديریت زياد است سعي شده است از منابع، تست ها و بهترين تجارب خود و اساتيد جهت کمک به داوطلبان استفاده شود.
دوستان دانشکده مديريت تهران مرکز مي توانند از کانال اين وبگاه دیدگاه های خود را به به یکدیگر و حتي اساتيد محترم برسانند. جهت بهره گيری بهتر از اين وبگاه از موضوعات زير استفاده کرده و به علت وجود تعدد موضوعات از جستجو در سايت استفاده کنيد. منتظر راهنمایی ها و نظرات سازنده شما هستیم.
با تشکر از حضور شما
مهارتهاي مديريت و رهبري
اجماع نظريه پردازان مديريت بر اين است كه سه نوع مهارت براي اجراي فرايند مديريت وجود دارد كه عبارتنداز: مهارت فني، مهارت انساني و مهارت مفهومي يا ادراكي
1) مهارت فني: يعني توانايي به كاربردن دانش، روش و تكنيك و وسايل لازم براي اجراي وظايف خاص كه از راه تجربه، آموزش و تعليم بدست آمده است.
ادامه بحث را مي توانيد شما در ادامه مطلب دنبال كنيد.موفق باشيد
چتر نجات شما را چه كسي مي بندد؟
متن حكايت
چارلز پلوم، يكي از خلبانان نيروي دريايي بود. پس از 75 مأموريت جنگي، هواپيماي او مورد اصابت يك موشك زمين به هوا قرار گرفت. پلوم بيرون پريد و به اسارت دشمن درآمد. او دستگير شد و شش سال در يكي از زندان هاي دشمن حبس شد. او از اين مهلكه جان سالم به در برد و اكنون آنچه را كه از آن تجربه كسب كرده است تدريس مي كند.
روزي چارلز و همسرش در رستوراني نشسته بودند. مردي به آنها نزديك شد و گفت: «تو پلوم هستي! در يكي از نبردهاي هوايي، جنگنده هاي دشمن را تعقيب كردي و سپس تو را زدند و سقوط كردي!»
پلوم پرسيد: «تو از كجا اين مطلب را مي داني؟»
مرد پاسخ داد: «من چتر نجات تو را بستم.»
پلوم تعجب كرده بود و نفس در سينه اش حبس شده بود. مرد كه با غرور مشتش را در هوا تكان مي داد گفت: «مطمئن بودم كه كار مي كند.»
پلوم حرف او را تأييد كرد و گفت: «مطمئناً كار كرده است چون اگر كار نمي كرد من الآن اينجا نبودم.»
آن شب پلوم از فكر آن مرد نتوانست بخوابد. او مي گويد: «خيلي مايلم بدانم او در لباس فرم نيروي دريايي چه شكلي بوده است؛ يك كلاه سفيد، يك دستمال در پشت و بندهاي آويز منگوله دار. نمي دانم چند بار او را ديده ام و حتي به او يك سلام صبح بخير يا چيزي مثل آن نگفته ام، فقط به خاطر اينكه من خلبان جنگنده بودم و او ملوان.
پلوم به ساعاتي فكر كرد كه آن ملوان پشت يك ميز چوبي طويل در سالن هاي زير كشتي، با دقت چترها را ترميم مي كرده، آنها را تا مي زده و با نگراني سرنوشت كسي را كه نمي شناخته رقم مي زده است.
اكنون پلوم از مخاطبين خود مي پرسد: «چه كسي چتر نجات شما را مي بندد؟»
در ادامه مطلب شرح اين حكايت و اهداف دنبال كن!!!!!!!!!!!!
متن حكايت
ژاپن كه بودم يه روز دوشنبه رفتم سر كار. ديدم تو خيابون پر پليس و شلوغه. وضع غير عادي بود. يه كم پرس و جو كردم ديدم يكي خودكشي كرده. البته اينقدر تو ژاپن خودكشي زياد بود كه ديگه خيلي جاي تعجب نداشت. فهميدم طرف مهندس پيمانكار يه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحويل صاحب اش بده. روز جمعه ساختمان كارش تموم نشده بود. مهندس پيمانكار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و يكشنبه مهلت مي خواد كه ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز كاري بهش تحويل بده. تو اين ۴۸ ساعت مهندس و تيمش هر كاري مي كنند نمي توانند كارهاي نيمه تمام ساختمان رو تمام كنند و ساختمان رو آماده تحويل كنند. روز دوشنبه كه صاحب ساختمان براي تحويل خونه مياد با جسد حلق آويز شده مهندس پيمانكار مواجه مي شه. حالا نكته جالب اش مي دوني واسه من چي بود؟ اين ساختمان فقط نصب پريز و برق و نظافت اش مونده بود! به دوستان ژاپني به تعجب مي گفتم اين چه آدمي بود. خب چرا خودكشي كرده براي همچين موضوع كوچكي. اين ديگه خودكشي نداره كه!
آنها با دهان باز نگاه مي كردند مي گفتند: «خودكشي نداره؟ اين آينده شغلي اش به پايان رسيده بود. دو بار زير قولش زده ديگه كسي بهش كار نميداد ...»
|
کتاب های فارسی مدیریت |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مجله مدیریت شماره 1 تابستان 86 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
Resourse Based Theory of the Firm تئوری مبتنی بر منابع |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عنوان | دانستن كافي نيست |
|---|---|
| گوينده | هيل، ناپلئون |
| متن فارسي |
دانستن كافي نيست، بايد به دانسته هاي خود عمل كنيد. |
|---|
اردك هاي خود را به مدرسه عقاب ها نفرستيد
متن حكايت
يك وقتي، حيوانات تصميم گرفتند در يك مدرسه آموزش مهارت هاي حيوانات شركت كنند. برنامه آموزشي آنها شامل دويدن، بالا رفتن، شنا كردن و پرواز كردن بود. همه حيوانات همه درس ها را انتخاب كردند.
اردك كه در شنا كردن عالي بود، و از معلم خود بهتر شنا مي كرد، در پرواز نمره قبولي نياورد، و در دويدن ضعيف بود. چون در دويدن بسيار كند بود، ناچار شد شنا را از درس خود حدف كند و پس از تعطيلي ساعات درسي، در مدرسه مي ماند و دويدن تمرين مي كرد. اين تمرين باعث شد كه پاهاي پرده دار او كاملاً پوستمال شوند و به همين دليل كسي ناراحت نشد مگر خود اردك.
خرگوش در دويدن در رأس كلاس خود بود. اما عصب هاي ماهيچه هايش به علت تمرين زياد شنا كشيده شدند و در دويدن هم كم مي آورد و مثل سابق نمي توانست بدود.
سنجاب در بالا رفتن عالي بود. اما در كلاس پرواز بيچاره شده بود. زيرا معلم او را وادار كرده بود از زمين به بالا برود نه اين كه از درخت پايين بيايد. سنجاب به دليل فشار زياد دچار گرفتگي عضلات شد. از اين رو در بالا رفتن نمره «ج» و در دويدن «د» گرفت و مردود شد.
عقاب يك بچه مساله دار بود و به خاطر بي انضباطي به سختي تنبيه شد. در كلاس هاي پرواز از همه جلوتر بود و اصرار داشت روش خود را در بالا رفتن به كار گيرد.
شرح حكايت
آدم هاي موفق جاي مناسب خود را كشف كرده اند. مديران موفق به زيردستان خود كمك مي كنند كه جاي مناسب خود را بيابند. معلم ها و پدران و مادران موفق، شاگردان و فرزندان خود را با توجه به تواناييشان تعليم مي دهند و از آن ها توقع بيجا ندارند.
پیامآوران اندیشههای نو مدیریت با هدف ارائــه خدمات مديريتي به سازمانها و شركتهاي دولتي و خصوصي در سه حوزه مشــاوره، پژوهش و آمـوزش مشغول به فعاليت مي باشد. كادر علمي و تخصصي اين شرکت را اساتيد دانشگاه وكارشناسان مجرب رشتههاي مختلف از جمله مديريت، اقتصاد، حسابداري، مهندسي صنايع، IT و... تشكيــل مي دهند كه علاوه بر دانش تخصصي مربوطه داراي تجربة اجرايي در سطح سازمانها و شركتها مي باشند.
پیامآوران اندیشههای نو مدیریت به عنوان يك سازمان دانشمدار در عرصه مديريت كشور، درصدد است گامي مهم در ارتقاء سطح بهره وري فردي و سازماني بردارد و سازمانهاي ايراني را جهت حضور در عرصه رقابت جهاني آماده سازد.
این شرکت در چهار گروه اصلی زیر بعنوان یکی از شرکت های مدیریت و اقتصاد پارک و علم و فناوری در حال فعالیت می باشد:
ü گروه مطالعات استراتژيك و توسعه بازار
ü گروه ساختار و مديريت منابع انساني
ü گروه مديريت كيفيت و مهندسي صنايع
ü گروه مديريت فناوري اطلاعات(IT)
برخی از پروژه های انجام شده توسط شرکت :
نیاز سنجی آموزشی کار کنان استانداری یزد
شناخت فرصت های سرمایه گزاری شرکت های شهرک صنعتی استان یزد
نرم افزار جامع اثر بخشی و نیاز سنجی آموزشی
بازنگری برنامه استراتژیک و تدوین برنامه 5 ساله دوم پارک علم و فناوری یزد
بررسی سهولت اجرای کسب و کار در استان یزد ( وزارت کا و امور اجتماعی )
و ....
آدرس : یزد –چهار را فرهنگیان –ساختمان مرکز رشد مدیریت و اقتصاد– شرکت پیام آوران اندیشه های نو
تلفکس : 0351-7258087 تلفن همراه : 09133517450
E-Mail: Payamavaran@ystp.ac.ir
قبل از انتخاب MBA به این موارد دقت کنید …
__________________________
قبل از تصمیم گیری برای انتخاب این رشته، اگر شاغل هستید و باید هزینه زندگی را خودتان تامین کنید، حتما به این نکته فکر کنید که برای گذراندن این دوره نیاز به برنامه زمانی پیچیده و گذراندن یک زندگی سخت و پرکار دارید. درس ها به شدت وقت گیر هستند و هریک از دروس بیش از ۱۲ واحد درس کارشناسی وقت می گیرند. در نظر داشته باشید که باید حداقل ۴۰ ساعت در هفته زمان برای مطالعه و انجام پروژه های درسی اختصاص دهید.
اگر زبان انگلیسی شما خوب نیست یا زبان خود را تقویت کنید و یا از خیر این دوره بگذرید چون احتمالا این رشته برای شما ساخته نشده است.
و در پایان اگر همسر و فرزند دارید مطمئن شوید می توانند با این مساله کنار بیایند که طی دو سالی که در این رشته تحصیل می کنید یا در منزل نخواهید بود و یا در ساعاتی هم که در منزل هستید به نظر می رسد که باز هم در منزل نیستید…چون زمانی برای مشارکت در زندگی نخواهید داشت..
توجه داشته باشید که رشته MBA بر خلاف سایر رشته های کارشناسی ارشد دارای ۵۷ واحد درسی است که معادل دو دوره کارشناسی ارشد در رشته های دیگر است و باید در هر ترم ۱۲ تا ۱۵ واحد با این حجم را بگذرانید…
پس خوب فکر کنید…شرایط زندگی خود را در نظر بگیرید…و تلاش کنید…اگر مسیرتان را درست بروید احتمالا طی چند سال آینده مدیر ارشد یکی از سازمان های موفق کشورمان خواهید بود…







